محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3557
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مداين بردند كه زخمدار بود . هزيمتيان سپاه به كوفه رفتند . آن روز خالد بن نهيك ذهلى بيشتر از همه كس كوشيده بود ، و نيز عياض بن ابى لينه كه از پاى افتاده بود و نجاتش دادند . اين حديث گروهى از كسان است ، اما حديث ديگر چنان است كه نبردشان ما بين دير ابى مريم و براز الروز بود و پس از آن جزل به حجاج نامه نوشت . گويد : شبيب بيامد و به نزديك كرخ از دجله عبور كرد و كس به بازار بغداد فرستاد و امانشان داد كه روز بازارشان بود و خبر يافته بود كه از او بيمناكند خواست امانشان دهد كه ياران وى مىخواستند از بازار ، اسب و جامه و چيزهاى بايستهء ديگر بخرند . گويد : آنگاه با ياران خود راه كوفه گرفت و آغاز شب راه پيمود تا به عقر الملك رسيد كه مجاور قصر ابن هبيره است ، و روز بعد شتابان برفت و شب را ما بين حمام عمر بن سعد و قبين به سر برد ، و چون حجاج از محل وى خبر يافت . سويد بن عبد الرحمن سعدى را پيش خواند و با دو هزار سوار نخبه روانه كرد و گفت : « سوى شب رو ، با وى مقابل شو ، پهلوى راست و چپ معين كن ، آنگاه با پيادگان با وى مقابله كن ، اگر از تو دور شد كارش مدار ، و تعقيبش مكن » گويد : سويد بن عبد الرحمن برون شد و در شوره زار اردو زد ، خبر يافت كه شبيب مىرسد و سوى او رفت و چنان بود كه گويا كسان را به طرف مرگ مىكشانند . گويد : حجاج ، عثمان بن قطن را نيز بگفت كه با كسان در شوره زار اردو زد و بانگ زد هر كس از مردم اين سپاه كه امشب را در كوفه به سر كند و در شوره زار پيش عثمان بن قطن نرود ، حرمت از او برداشته شود . گويد : و نيز سويد بن عبد الرحمن را بگفت تا با دو هزار كس همراهان خويش برود تا با شب مقابل شود . وى با ياران خويش عبور كرد و به زراره